*عشق* #شعر

خرید بک لینک
عاشقی پیداست از زاری دل
نیست بیماری چو بیماری دل
علت عاشق ز علتها جداست
عشق اصطرلاب اسرار خداست
عاشقی گر زین سر و گر زان سرست
عاقبت ما را بدان سر رهبرست
هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
گرچه تفسیر زبان روشنگرست
لیک عشق بیزبان روشنترست
چون قلم اندر نوشتن میشتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
آفتاب آمد دلیل آفتاب
گر دلیلت باید از وی رو متاب
#مولانا

هیچ نیرویی در عالم به قدرتمندی عشق نیست. اگر آدمی نیروی عشق را در خود به جوشش در آورد و آن را به مسیر درستش هدایت کند,هر ناممکنی را ممکن می سازد و هر مشکلی را آسان!
این نیروی عظیم سوزان است و جگر سوز, که "عشق گاهی زندگی ساز است و گاهی زندگی سوز" اما کوره پختگیست و سراسر خیر و نیکی!
عشق از اول سرکش و خونی بُود
تا گریزد هر که بیرونی بود
در این کوره حقیقت ها ساخته می شوند و پلیدی ها و به همراه عشق های ناراست سوزانده و نابود می شوند.کوره عشق #اخلاص بیرون می آورد. #زلالی و یکرنگی و راستی را بر جا می گذارد.
عشق هایی کز پی رنگی بود
عشق نبود عاقبت ننگی بود
و پس از آن آدمی به عشقی بزرگتر پی می برد.
چراکه:
هیچ عاشق خود نباشد وصل جو
که نه معشوقش بود جویای او
#مولوی
#مصطفی_کریمیان_مقدم

(عکس از مصطفی کریمیان مقدم)

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 11:11 توسط مصطفی کریمیان مقدم (مرد قلم) |
*خود آیید!* #شعر...

ما را در سایت *خود آیید!* #شعر دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 30 تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 17:02

صفحه بندی