
مراد دل ز تو پرسم دلدارم
که جلوه نظر و شیوه کرم داری
از این همه حسن با که گویم
آنچه خوبان دارند همه یکجا داری
از عشق تو حال و صفایی دارم
این شور و نوا از رخ زیبا داری
از آن روز دل به تو دادم جانم
که دیدم چون من دل شیدا داری
نبود هر کسی حریم من را محرم
تو لطف و عنایت از ایزد یکتا داری
دست حق از ازل دادت آیینه فام
این همه حسن از عالم بالا داری
خود حق داد به ما می در جام
جز عنایت از او تو چه تمنا داری
مصطفی کریمیان مقدم
مردقلم
پی نوشت: خواهشمندم هرجا از شعرهای من استفاده کردید نام من رو هم زیرش بذارید. این تنها کاریست که می توانید در حق هر دست به قلمی انجام دهید. نوشته ها هم مثل دارایی می مونند برای ما... یک دارایی معنوی... دوست نداریم به نام دیگری بخورد!
ما را در سایت *خود آیید!* #شعر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 86